تعداد کل بازديد : 7413

  بازديد امروز : 20

  بازديد ديروز : 30

پيک گردان

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

 

درباره خودم

پيک گردان
مائده ايراني[32]
تشنه‏ي آب ديده‏ام، رندِ شراب ديده‏ام / گنگم و خواب ديده‏ام، در شب چشمان شما

 

لينک به لوگوي من

پيک گردان

 

آواي آشنا

 

بايگاني

مثلاً مقدمه
عاشقانه ها [8]
عاقلانه ها [8]
هزیانواره ها [5]
دردهای فرامرزی [3]
افشاگرانه ها
دنیای مجازی [3]
اطلاعیه ها

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

دانش براي کسي که بدان عمل مي کند، مايه رشد است . [امام علي عليه السلام]

+ وبلاگ نويسي از بهشت!

نويسنده:مائده ايراني::: دوشنبه 13/12/1386::: ساعت 7:57 عصر

او...


بعضي آدم ها، ترجيح مي دن دروغ بشنون يا حقيقت رو جوري غير از اوني که هست تصور کنن. دبير تاريخِ من مي گه محمدرضا پهلوي از اين آدم ها بوده. مي گه:« درباري ها از دو تا چيز خيلي مي ترسيدن: دروغ گفتن به رضاخان و راست گفتن به محمدرضا!» خيلي ها معتقدن يکي از دلايل سقوط پهلوي ها همين بوده. البته اين فقط محمدرضا پهلوي نبود که دروغِ خوش آيند رو به راستِ ناگوار ترجيح مي داد. خيلي از ما هم همين طوريم. مثلاً داداش من ممکنه خيال کنه خيلي خوش صداست! تو ممکنه فکر کني بدون درس خوندن هم مي توني کنکور قبول بشي!! من، احتمال داره خيال کنم خيلي شق القمر مي کنم که وبلاگ مي نويسم و اين که با وبلاگ نويسي ام در حال هدايت گمراهانم!!!


ممکنه من و تو ترجيح بديم اين طوري خيال کنيم اما حقيقت موظف نيست خودش رو با خيالات ما هماهنگ کنه. چه من و تو دلمون بخواد و چه نخواد، «قلم معجزه نمي کنه». اين جمله ايه که معلم انشاي راهنمايي من، هر جلسه ده بار تکرار مي کرد. هربار هم زُل مي زد تو چشم هاي من که کنار پنجره نشسته بودم و داشتم درباره ي انقلابي که قراره با انشاهام راه بندازم خيال پردازي مي کردم! (اگه تو هم گرفتار همين ماليخوليا هستي، مي توني براي درمان، 110 روز، روزي 110 بار از روي اون جمله ي قصار –قلم معجزه نمي کنه- بنويسي. نتيجه شو تضمين مي کنم.)


اي واااااااي! اينم شد سوال!؟ يعني چي که «اگه معجزه نمي کنه ما براي چي قلم مي زنيم»!؟ جاي ديگه اين حرف رو نزني. بهت مي خندن ها! عزيز دلم! ما مي نويسيم( و بايد بنويسيم) دقيقاً به اين دليل که قلم معجزه نمي کنه. اگه معجزه مي کرد ديگه لازم نبود بنويسيم. اگه قلم معجزه مي کرد، مردم از همون عصر ناصرخسرو يا حداکثر سعدي، توبه مي کردن و هدايت مي شدن و به خوبي و خوشي مي رفتن بهشت و بعد، قصه ي ما به سر رسيد، کلاغه به خونه اش...چيزه...ببخشيد...داشتم مي گفتم. اگه قلم معجزه مي کرد الان من داشتم از بهشت وبلاگم رو به روز مي کردم!


پي نوشت ها:


1-   قلم معجزه نمي کنه اما معنيش اين نيست که قلم هيچ کاري نمي کنه. حواسِت باشه از اون وَرِ بوم نيفتي.


2-   نبودم. به نام درس به کام خواب!


3-    کي گفته نبودم؟ بودم. تو نمي ديديم. توصيه مي کنم کامنت هاي بي امضاي وبلاگت رو يه مرور بکني. مخصوصاً اون هايي رو که اسم پسرانه دارن!


يا زهرا!


و دشمن پشت ديوارهاي شهر است...اين المستشهدون؟


 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[7/5/1387- 5:16 ع] ...
[1/5/1387- 5:32 ص] در باب فيلترينگ-اولين حرف ها
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com